تبلیغات
پندواندرزهای دوستانه - sare

پندواندرزهای دوستانه

اگر کسی را دوستش داری ازادش بگذار......

وقتی پیرمرد با لب های لرزان و کلماتی شکسته تقاضایش را گفت ،

مربی آموزش رایانه با لبخندی ملیح همراه با نگاهی مهربان به او خیره ماند.

 

 

سرهای جوان هایی که هرکدام پشت رایانه نشسته بودند ،یکی یکی به طرفش چرخید .

پچ پچ های ریز نامفهومی شنیده می شد .

"سر پیری و معرکه گیری "

این اصطلاحی بود که انتظار شنیدنش را داشت .

شاید هم به همین خاطر بود که تنها این جمله راشنید . عرق سردی نشست روی پیشانیش.

لرزش دستانش بیشترشد، پیرمرد ضعیف تر از آن بود که تاب نگاه های سنگین

و پچ پچ دیگران را داشته باشد .

اما مربی با مهربانی او را پشت رایانه نشاند و بنا به تقاضای او چت کردن

را همراه با وب کم به او آموزش داد.

حالا او خوشحال است که بعد از سالها می تواند دختر و نوه هایش را که

آن سر دنیا زندگی می کنند ،هر روز ببیند.

 
 

نوشته شده در چهارشنبه 19 مرداد 1390 ساعت 12:28 ب.ظ توسط افسانه صادقی |نظرات |

فال امروز


کد آهنگ