تبلیغات
پندواندرزهای دوستانه - عشقی پر شور یا طوفانی

پندواندرزهای دوستانه

اگر کسی را دوستش داری ازادش بگذار......

ژ یلا با هزاران هزار امید از شهرش برای دیدن تمام ارزوهایش( پژمان) اماده میشد او باید فرسنگها راه را طی میکرد تا به او برسد مدتی بود او را ندیده بود ، اماده حرکت شد خیلی خسته بود ، ولی شوق دیدن او تمام خستگی امروز را از یادش برد ، در همین فکر بود :که پیامک ها پشت سر هم برایش می امد ، که کجایی عزیزم ! برای دیدنت لحظه شماری می کنم و باید در ان لحظه چهره ژیلا را می دیدی که لبخند از روی لب هایش دور نمی شد ،هر لحظه که به شهر پژمان نزدیک می شد ، تپش قلبش بیشتر می شد ،به هر حال سفر به پایان رسید و به درب منزل پژمان رسید، او با نگاهی سر شار از امید و چهره خندان از او استقبال کرد و ژیلا با خود فکر میکرد : که ایا این عشق پر شور ما تا ابد پایدار خواهد ماند ! یا شاید روزی به عشقی طوفانی تبدیل گردد؟نمی دانم چه خواهد شد....!!!!!

 

 


نوشته شده در چهارشنبه 1 تیر 1390 ساعت 10:24 ق.ظ توسط افسانه صادقی |نظرات |

فال امروز


کد آهنگ